اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
529
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
غطيف بن نعمه كلبى بود . در معره نيز يوسف بن ابراهيم تنوخى معروف به « قصيص » ياغى گشت و جمعيتهايى از تنوخ فراهم ساخت و به شهر قنسرين رفت و آنجا متحصن گشت و همانجا بود تا محمد مولد مولاى امير المؤمنين رسيد و از وى دلجويى نمود و غطيف بن نعمه را نيز دلجويى كرد تا نزد وى رفت و سپس بر غطيف بن نعمه تاخت و او را كشت و قصيص گريخت و رهسپار « جبل الأسود » شد و قبيله هاى كلب عليه مولد در ناحيه حمص فراهم آمدند ، پس مولد بر سر ايشان تاخت و با آنان نبرد كرد و عليه ايشان تمام شد ، سپس بر او تاختند و او را هزيمت دادند و گروهى بسيار از ياران وى را كشتند و شكستخورده به حلب بازگشت و قصيص به قنسرين بازآمد و ميان او و كلبيان جنگى روى داد و مولد عزل شد و ابو الساج اسروشنى والى گشت و به قصيص ( نامه ) نوشت و او را امان داد و راه و نگهبانى ( رهگذران ) را بوى سپرد و سپس او را بر لاذقيه و ناحيه آن والى گردانيد . يحيى بن عمر بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ع در سامره بود و براى كارى نزد بعضى حكمرانان رفت و او با يحيى برخوردى كرد كه وى را خوش نيامد ، پس به كوفه رفت و مردم بر وى گرد آمدند و در كوفه شورش كرد و در زندان را گشود و هر كه را در آن بود آزاد كرد و عامل كوفه را بيرون راند و كارش نيرو گرفت و پيروانش بسيار شدند ، پس مستعين مردى از تركها را فرستاد كه به او كلكاتكين گفته مىشد و محمد بن عبد الله بن طاهر نيز حسين بن اسماعيل خويشاوند خود را گسيل داشت و يحيى بن عمر با گروهى انبوه و جماعتى بسيار پيش تاخت و در جايى ميان كوفه و بغداد كه آن را « شاهى » مىگفتند ، سيزده روز مانده از رجب سال 249 برخورد نمودند و نبردى سخت كردند و سپس ياران يحيى ويرا گذاشته هزيمت شدند و خودش در معركه